اس ام اس عاشقانه جدید

اس ام اس هاي عاشقانه,اس ام اس جديد - اس ام اس عاشقانه,اس ام اس زيبا

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
جنس دلتان از چیست ؟ که اصلا تنگ نمی شود …
سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۶


رمان عاشقانه ، رمان آغوش، عشق، تفاوت ادیان ، زندگی عاشقانه ، لج بازی و عشق، جدال عاشقانه ، کشور هالیفاکس، تحصیلات عالیه ، آراد ، ویولت ، دین مسیحیت ، دین اسلام ، ازدواج مسیحی با یک مسلمان ، دردسرهای عاشقی، عشق من ، دوست داشتن ،

رمان عاشقانه ، رمان آغوش، عشق، تفاوت ادیان ، زندگی عاشقانه ، لج بازی و عشق، جدال عاشقانه ، کشور هالیفاکس، تحصیلات عالیه ، آراد ، ویولت ،

وارنا سریع صورتمو گرفت بین دستاش و گفت:
– منم عزیز دلم … منم عشق من نترس قربون اون اشکات برم … نترس …
گریه ام شدت گرفت و وارنا با تموم محبتش سرم رو چـ ـسبوند روی سیـ ـنه اش … اشکام داشت لباسشو خیس می کرد ولی مهم این بود که به آرامش رسیده بودم …( ادامه ی مطلب)

Likes3Dislikes1
41 views مشاهده


رمان عاشقانه ، رمان آغوش، عشق، تفاوت ادیان ، زندگی عاشقانه ، لج بازی و عشق، جدال عاشقانه ، کشور هالیفاکس، تحصیلات عالیه ، آراد ، ویولت ، دین مسیحیت ، دین اسلام ، ازدواج مسیحی با یک مسلمان ، دردسرهای عاشقی، عشق من ، دوست داشتن ،

رمان عاشقانه ، رمان آغوش، عشق، تفاوت ادیان ، زندگی عاشقانه ، لج بازی و عشق، جدال عاشقانه ، کشور هالیفاکس، تحصیلات عالیه ، آراد ، ویولت ،

.. می گن حضرت مریم باکره نبوده و خیلی چیزای دیگه …
آراگل دستمو گرفت توی دستش و گفت:
– برام جالبه که اطلاعات مفیدی راجع به دین خودت داری …
– خب مثل تو …
– من تحقیق کردم … پس توام تحقیق کردی … (ادامه ی مطلب)

Likes3Dislikes0
32 views مشاهده


رمان عاشقانه ، رمان آغوش، عشق، تفاوت ادیان ، زندگی عاشقانه ، لج بازی و عشق، جدال عاشقانه ، کشور هالیفاکس، تحصیلات عالیه ، آراد ، ویولت ، دین مسیحیت ، دین اسلام ، ازدواج مسیحی با یک مسلمان ، دردسرهای عاشقی، عشق من ، دوست داشتن ،

رمان عاشقانه ، رمان آغوش، عشق، تفاوت ادیان ، زندگی عاشقانه ، لج بازی و عشق، جدال عاشقانه ، کشور هالیفاکس، تحصیلات عالیه ، آراد ، ویولت ،

بیا اینجا آراگل …
آراگل بیچاره به آراد چیزی گفت و اومد نشست روبروی من … با تعجب گفتم:
– داداشت براش مهم نبود که تو کنار دوستاش بشینی؟ اینطور که من می دونم این مسائل برای شماها خیلی اهمیت داره …
– اهمیت داره … درسته! اما بستگی هم داره … بعضی از این دوستا اینقدر خوب و آقا هستن که دیگه اهمیت موضوع رو از بین می برن …
(ادامه ی مطلب)

Likes2Dislikes0
16 views مشاهده


رمان عاشقانه ، رمان آغوش، عشق، تفاوت ادیان ، زندگی عاشقانه ، لج بازی و عشق، جدال عاشقانه ، کشور هالیفاکس، تحصیلات عالیه ، آراد ، ویولت ، دین مسیحیت ، دین اسلام ، ازدواج مسیحی با یک مسلمان ، دردسرهای عاشقی، عشق من ، دوست داشتن ،

رمان عاشقانه ، رمان آغوش، عشق، تفاوت ادیان ، زندگی عاشقانه ، لج بازی و عشق، جدال عاشقانه ، کشور هالیفاکس، تحصیلات عالیه ، آراد ، ویولت ،

چپ چپ نگاش کرد … آرسن خیلی خوش قد و هیکل بود … ولی چهره اش زیادی معمولی بود … مثل وارنا بور و سفید بود و چشم آبی … اما یه درصد از زیبایی وارنا رو نداشت … همیشه می گفت من هیکل دارم وارنا قیافه … و خدایی به خاطر هیکل بی نقصش خاطرخواه های زیادی داشت … وارنا با دو گیلاس از آشپزخونه اومد بیرون و گفت:
(ادامه ی مطلب)

Likes2Dislikes0
41 views مشاهده


رمان عاشقانه ، رمان آغوش، عشق، تفاوت ادیان ، زندگی عاشقانه ، لج بازی و عشق، جدال عاشقانه ، کشور هالیفاکس، تحصیلات عالیه ، آراد ، ویولت ، دین مسیحیت ، دین اسلام ، ازدواج مسیحی با یک مسلمان ، دردسرهای عاشقی، عشق من ، دوست داشتن ،

رمان عاشقانه ، رمان آغوش، عشق، تفاوت ادیان ، زندگی عاشقانه ، لج بازی و عشق، جدال عاشقانه ، کشور هالیفاکس، تحصیلات عالیه ، آراد ، ویولت ،

– من کاری با ایشون ندارم … ایشون انگار خیلی دوست داره کار به کار من …
از جا پریدم و گفتم:
– آقای محترم … حواستون رو کاملا جمع کنین که با من در نیفتین … چون هر کس تا حالا با ویولت در افتاده سر یک ماه بولدوزر هم نتونسته جمعش کنه … فهمیدین؟
با پوزخندی که تازه فهمیدم زینت همیشگی صورتشه اومد سمتم … اونم آروم آروم … با حفظ فاصله قانونی ایستاد جلوم و گفت:
– مطمئنی؟ ( ادامه ی مطلب )

Likes2Dislikes0
22 views مشاهده


رمان عاشقانه ، رمان آغوش، عشق، تفاوت ادیان ، زندگی عاشقانه ، لج بازی و عشق، جدال عاشقانه ، کشور هالیفاکس، تحصیلات عالیه ، آراد ، ویولت ، دین مسیحیت ، دین اسلام ، ازدواج مسیحی با یک مسلمان ، دردسرهای عاشقی، عشق من ، دوست داشتن ،

رمان عاشقانه ، رمان آغوش، عشق، تفاوت ادیان ، زندگی عاشقانه ، لج بازی و عشق، جدال عاشقانه ، کشور هالیفاکس،

توصیه میکنم این رمان بسیار زیبا را حتما دنبال کنید .

جلوی آینه تند تند موهامو با یه دست کردم تو و با اون دستم سعی کردم کلاسورم رو زیر بغلم نگه دارم …
از زور هیجان داشتم خفه می شدم …
موهای بلوطی رنگم مدام از زیر دستم فرار می کردن و باز می افتادن بیرون …
با حرص گفتم:- مثل موی گربه!  ( ادامه ی مطلب)

Likes2Dislikes0
30 views مشاهده


رمان عاشقانه ،رمان ازدواج ،رمان هیجان انگیر،رمان جوان ،رمان پرطرفدار،زمان زیبا،رمان جدید ،رمان احساسی،رمان دانشگاه،رمان دنباله دار،داستانهای جوانان،داستان عاشقانه ،داستان دنباله دار،داستان احساسی،داستان عاطفی،رمان عاطفی،رمان هیجان انگیز،داستان شنیدنی،داستان هیجان انگیز،رمان جدید،رمان واقعی،رمان عشق

رمان عاشقانه ،رمان ازدواج ،رمان هیجان انگیر،رمان جوان ،رمان پرطرفدار،زمان زیبا،رمان جدید ،رمان احساسی،رمان دانشگاه،رمان دنباله دار،داستانهای جوانان،داستان عاشقانه ،داستان دنباله دار،داستان احساسی،داستان عاطفی،رمان عاطفی،رمان هیجان انگیز،داستان شنیدنی،داستان هیجان انگیز،رمان جدید،رمان واقعی،رمان عشق

تو همین حین صدای مادرم هم دراومد
مادر: ای بابا باز شما دوتا مثل سگ و گربه افتادین به جون هم؟!خندیدم و گفتم
شقایق: اون اول افتاد به جون من….مادر بحث بین مارو تموم کرد و من هم که فرصت رو مناسب میدیدم جفت پا اشکان رو انداختم تو اتاقش و گفتم که مزاحم خلوت من و مامانم نشه….خیلی آروم و شمرده به مامانم گفتم
شقایق: مامان…. من و میشا و نفس…. قبول شدیم…
(ادامه مطلب)

Likes3Dislikes0
61 views مشاهده


رمان عاشقانه ،رمان ازدواج ،رمان هیجان انگیر،رمان جوان ،رمان پرطرفدار،زمان زیبا،رمان جدید ،رمان احساسی،رمان دانشگاه،رمان دنباله دار،داستانهای جوانان،داستان عاشقانه ،داستان دنباله دار،داستان احساسی،داستان عاطفی،رمان عاطفی،رمان هیجان انگیز،داستان شنیدنی،داستان هیجان انگیز،رمان جدید،رمان واقعی،رمان عشق

رمان عاشقانه ،رمان ازدواج ،رمان هیجان انگیر،رمان جوان ،رمان پرطرفدار،زمان زیبا،رمان جدید ،رمان احساسی،رمان دانشگاه،رمان دنباله دار،داستانهای جوانان،داستان عاشقانه ،داستان دنباله دار،داستان احساسی،داستان عاطفی،رمان عاطفی،رمان هیجان انگیز،داستان شنیدنی،داستان هیجان انگیز،رمان جدید،رمان واقعی،رمان عشق

نفس: اه میشا اینقدرابغوره نگیر اعصابم خورد شد دختر
میشا با یه صدای حرصی زنگدار در حالی که داشت اشکاشو با کلنکس پاک میکرد روبه من گفت
– تو برو سرتو بزار بمیر همش تقصیرتوشد
شقایق در حالی که دست کمی از میشا نداشت واماده بود کلمو بکنه گفت
– ننه ی مارو بگونمیدونم تو این چی دیدن که بهش مثل چشماش اعتماد داره
– هوی مراقب حرف زدنتون باشیدا گفته باشم منم از کجا بدونم پذیرش خوابگاه ها پر شده؟
(ادامه ی مطلب)

Likes2Dislikes1
76 views مشاهده


حالت چقدر خوب مى شود
یکى پیدا شود
جنسش خالص باشد
بگوید هستم
از آن بودنهایى که هیچ وقت تمام نمى شود
تو هم بگویى
بزرگترین لذت دنیاست
کسى که دوست داشتن را
در کنار ماندن بلد باشد

حال خوب عاشقی،متن های عاشقانه ،جنس خالص عاشقانه،بزرگترین لذت دنیا،دوست داشتن ،کنارمان ماندن،بلد بودن ،عاشقی کردن ،نیمه ی گم شده ،تا آخرش هستم ،تمام نشدن ، عمر عاشقی،زندگی عاشقانه ، بی نهایت عشق، عشق آسمانی،به پای هم پیر بشین،زندگی عاشقانه ،عشق ناب،عشق زیبا،عشق منو تو ،مخاطب خاص،عشق و دوست داشتن ،لذت عاشقی،لذت دوست داشتن ،سرزمین عشاق،معجزه ی عشق،حال خوب عاشقی،حال خوب با عشق،

حال خوب عاشقی،متن های عاشقانه ،جنس خالص عاشقانه،بزرگترین لذت دنیا،دوست داشتن ،کنارمان ماندن،بلد بودن ،عاشقی کردن ،نیمه ی گم شده ،تا آخرش هستم ،تمام نشدن ، عمر عاشقی،زندگی عاشقانه ، بی نهایت عشق، عشق آسمانی،به پای هم پیر بشین،زندگی عاشقانه ،عشق ناب،عشق زیبا،عشق منو تو ،مخاطب خاص،عشق و دوست داشتن ،لذت عاشقی،لذت دوست داشتن ،سرزمین عشاق،معجزه ی عشق،حال خوب عاشقی،حال خوب با عشق،

Likes3Dislikes0
33 views مشاهده


باز شُروع کرد از گُذشتش گُفت ..

بهش گُفتم : تو با گذشتَت زندگی میکُنی !
میدونی ! دو نفر هَستن که هیچ وقت گذشته هاشونُ نمیتونن فراموش کُنن ..
یکی اونی که بهِش بَد کردن !
عاشق بوده بهش بَد کردن ،
از عشق فراریش دادَن ، خَسته شده !
یه آدم خسته از گذشته ،
خیلی طول میکشه تا خوب بِشه ..

آروم در گوشم گُفت :
دسته دوّمی رو نگفتی ؟

گُفتم : میخوای بِدونی ؟
اونایی که به اون دسته اوّلیا بَد کردن !
خیلی ام بَد کردن ..
رفتَن ، وَقتی که نبایَد می رفتن ..
هیچ حِسی نَداشتن ،
دُرست وقتی که باید عاشِق میشدن ..

میدونی شایَد اوّلیا حالشون خوب بشه ؛
وَلی دوّمیا تا آخر عُمر ،
گذشتشون رو زندگی میکُنن !

متن زیبا،متن عارفانه ،حرف زدن از گذشته ،زندگی در گذشته ،فراموش نکردن گذشته ، بد کردن به دیگران ، عاشق بودن،خسته ،خوب شدن ، زخم خوردن ، زخم عاشقی،

متن زیبا،متن عارفانه ،حرف زدن از گذشته ،زندگی در گذشته ،فراموش نکردن گذشته ، بد کردن به دیگران ، عاشق بودن،خسته ،خوب شدن ، زخم خوردن ، زخم عاشقی،باز شُروع کرد از گُذشتش گُفت ..بهش گُفتم : تو با گذشتَت زندگی میکُنی ! میدونی ! دو نفر هَستن که هیچ وقت گذشته هاشونُ نمیتونن فراموش کُنن ..یکی اونی که بهِش بَد کردن !عاشق بوده بهش بَد کردن ،از عشق فراریش دادَن ، خَسته شده !یه آدم خسته از گذشته ،خیلی طول میکشه تا خوب بِشه ..آروم در گوشم گُفت :دسته دوّمی رو نگفتی ؟گُفتم : میخوای بِدونی ؟ اونایی که به اون دسته اوّلیا بَد کردن !خیلی ام بَد کردن ..رفتَن ، وَقتی که نبایَد می رفتن ..هیچ حِسی نَداشتن ،
دُرست وقتی که باید عاشِق میشدن ..میدونی شایَد اوّلیا حالشون خوب بشه ؛وَلی دوّمیا تا آخر عُمر ،
گذشتشون رو زندگی میکُنن !

Likes3Dislikes0
24 views مشاهده