اس ام اس عاشقانه جدید

بایگانی‌ها رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،رمان همسر اتفاقی،قسمت هفتم رمان ، - اس ام اس هاي عاشقانه,اس ام اس جديد

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
جنس دلتان از چیست ؟ که اصلا تنگ نمی شود …
یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶


رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،رمان همسر اتفاقی،قسمت سی و نهم

رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،

روهام و مریم هم علاقشون رو نسبت به هم آشکار کردن و مریم رو برای روهام خواستگاری کردیم ولی از اونجایی که اونا خیلی عجله نداشتن زمان عروسیشون رو برای سال دیگه تعین کردن..
البته مریم هنوز درسش رو تموم نکرده بود و اصرار داشت قبل از ازدواح درسش رو تموم کنه برای همین عروسیشون رو عقب انداختن…
ولی کاراشون فرقی هم با ازدواج نداشت.. یا مریم این جا بود یا روهام می رفت خونۀ اونا.
در هر دو صورت هم با هم تو یه اتاق می خوابیدن.
نیما هم سه ماه بعد از ازدواج من و پیمان با دختری به نام ترگل اشنا شد.
خیلی دختر خوب و ماهی بود. درست مثل خود نیما مهربون و دوست داشتنی بود. هنوز هم خواستگاری نرفته بود.

(ادامه ی مطلب)

Likes8Dislikes5
107 views مشاهده


رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،رمان همسر اتفاقی،قسمت سی و هشتم

رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،

مهرنوش- بگو از تهران زنگ زدن مسئلۀ مهمی پیش اومده بود مجبور شد بره… اصلا اگه نمی تونی بگی خودم برم بگم.
کمی سرک کشیدم که کسی نباشه. وقتی خیالم راحت شد کسی نیست گفتم: اصلا تو هنوز حرفت رو تموم نکرده بودی! مگه احساسی که پیمان به داره چیه؟!
مهرنوش- یعنی تو هنوز هم نفهمیدی؟!
– مهرنوش بیست سؤالی طرح نکن خواهشا… بگو دیگه!
نفسشو با حرص داد بیرون: عزیز دلم اون عاشقاته… تو رو دوست داره!

(ادامه ی مطلب)

Likes4Dislikes2
69 views مشاهده


رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،رمان همسر اتفاقی،قسمت سی و هفتم

رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،

احسان- خیلی سعی کردم بهت زنگ زنم ولی یک ساعته تو جام دارم غلط می زنم تا بخوابم ولی دیدم تا بهت شب بخیر نگم خوابم نمی بره.
از این حرفش کلی قند تو دلم اب شد… حالا خوبه عاشقانه تر از اینا هم بهم گفته بودا
– کار خوبی کردی زنگ زدی. خوبی؟!
احسان- خوبم… دارم لحظه شماری می کنم برای این که زود تر این هفته بگذره که بیام خواستگاریت.
(ادامه ی مطلب)

Likes3Dislikes1
119 views مشاهده


رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،رمان همسر اتفاقی،قسمت سی و ششم

رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،

احساس میکردم هر آن ممکنه قلـ ـبم از توی سیـ ـنم بیرون بزنه… اخه اصلا انتظارش رو نداشتم
با هیجان و ذوق بیشتری گفتم: یعنی کی؟!
احسان- به زودی! البته امیدوارم!
– پس نظرت عوض شد؟!
احسان- شاید پولدار و خانواده دار نباشم ولی بهت قول می دم تا آخر عمر بهت وفادار بمونم و دوستت داشته باشم. فقط یه سؤال!
بلند شد و مقابلم ایستاد با کمی مکث گفت: خانم رویا ملکیان با من ازدواج می کنی؟!
(ادامه ی مطلب)

Likes3Dislikes3
180 views مشاهده


رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،رمان همسر اتفاقی،قسمت سی و پنجم

رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،

دوباره سرم رو انداختم پایین و نیما برای دومین بار سرم رو بالا گرفت: دیگه چت شد؟! دوباره چرا غم باد گرفتی؟
– حتی اگه روهام هم بذاره برم تهران بی فایدس چون احسان نمی ذاره باهاش حرف بزنم!
” نمی دونم چطور شد که انقدر راحت داشتم این حرفا رو به نیما می زدم.. امیدوارم با این حرفا اذیت نشه!!
نیما- نگران نباش… من با احسان حرف می زنم تا این سوء تفاهم از بین بره!
– چی می خوای بهش بگی؟!
(ادامه ی مطلب)

Likes4Dislikes0
61 views مشاهده


رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،رمان همسر اتفاقی،قسمت سی و چهارم

رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،

– روهام من خودم به اندازه کافی حالم بده لطفا تو دیگه نمک رو زخمم نپاش!
من تمام رابطم با نیما رو به یاد اوردم ولی بازم نمی تونم به احسان توجهی نکنم! خودت رو بزار جای من…
هر چند هر چقدر هم سعی کنی نمی تونی درک کنی که من و احسان چه احساسی داریم.
(ادامه ی مطلب)

Likes3Dislikes1
105 views مشاهده


رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،رمان همسر اتفاقی،قسمت سی و سوم

رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،

روهام- ما نمی دونستیم تو کجایی تا اینکه یک هفته بعد از تو کما رفتن بابا همون سرمایه گذاره از تهران زنگ زد و گفت قرار بود شما یه نفر رو بفرستین تهران که با من قرار داد ببنده پس چی شد؟
این طور بود که ما تازه دو زاریمون افتاد که بابا تو رو فرستاده تهران. شماره ماشینتو دادیم برای اینکه شاید ازت یه ردی پیدا کنن.
بعد از یکی دو هفته جست و جو بالاخره بهمون خبر دادن که ماشین آتیش گرفتۀ تو رو پیدا کردن.
(ادامه ی مطلب)

Likes5Dislikes2
120 views مشاهده


رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،رمان همسر اتفاقی،قسمت سی و دوم

رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،

پیمان- نکنه تو هم تا حالا دختر نبودی و نمی دونی یه دختر از زندگی آیندش چی انتظار داره؟!
– آخه من تا حالا به این فکر نکرده بودم که برای احسان چه شرطی بزارم!
مهرنوش- اصلا چی مهمتر از این که این دوتا هم دیگرو دوست دارن؟
بابا مجید- منم موافقم! فقط باید مرهیه رو تعیین کنیم. به هر حال رسمه!
– ولی من مهریه نمی خوام!
(ادامه ی مطلب)

Likes2Dislikes0
134 views مشاهده


رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،رمان همسر اتفاقی،قسمت سی و یکم

رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،

امان نرگس- والا چی بگم… هر دوتون عاقلو بالغین… این چیزی نیست که من نظر بدم… باید خود احسان از تصمیمش مطمئن شه.
شونه ای بالا انداختم: اون که ظاهرا خیلی مشتاقه!
مامان نرگس- ببین مادر جون از من می شنوی به بختت پشت نکن.. اگه تو هم دوستش داری بهش جواب مثبت بده!
نفسمو با صدا فرستادم بیرون.
(ادامه ی مطلب)

Likes1Dislikes2
59 views مشاهده


رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،رمان همسر اتفاقی،قسمت سی ام رمان ،

رمان همسر اتفاقی،رمان دنباله دار،رمان عاشقانه ،دانلود رمان دنباله دار،دانلود رمان ،کتاب داستان،داستان شب،رمانهای زیبا،

 

لینک قسمت اول رمان همسر اتفاقی :

 

پیمان- بزار خیالت رو راحت کنم، احسان عاشقته مگه اینکه خودت بعد از این که حافظت رو به دست اوردی بخوای اونو تنها بزاری! می خوای؟!
کمی خم شدم و سرم رو بین دستام گرفتم: نمی دونم!
تنها چیزی که میدونم اینه که نمی خوام حافظم برگرده چون نمی خوام از پیش شماها برم.
من همه شما رو دوست دارم. شاید الان با خودت بگی این دختره خیلی رو داره که این حرفا رو می زنه
ولی باور کن برام خیلی سخته که ترکتون کنم! الان پدر و مادر تو رو درست مثل پدر و مادر واقعی خودم می دونم.
(ادامه ی مطلب)

Likes5Dislikes3
107 views مشاهده